وقتی از انتقاد بی موردش شاکی شدم ،
خانه شان را ترک کردم.
لحظه ای نشد که دنبالم آمد
گفت :برای چه رفتی؟
گفتم :یادم آمد قرصهایم را نخورده ام.
گفت :دروغ نگو...
من   ،تو و Mo را دوست دارم دیونه
ومحکم مرا در آغوش کشید.


چه معجزه ای میکند آغوش
آتش کینه ی آن لحظه را خاموشِ خاموش کرد...
منبع اصلی مطلب : منِ مُبهـــم
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : لذت بخش